بررسي انديشه اقتصاد اسلامي (1)
105 بازدید
موضوع: اقتصاد

انقلاب اسلامي ايران که بر گرفته از اسلام ناب است مدعي برقراري نظم نويني در گفتمان سازي انديشه اي اسلام است که با پيشينه اي 1400 ساله قادر است تمدن شکوفا و کارآمد را تجلي بخشد. از 12 فروردين 58 که برقراري حکومتي مبتني بر اسلام در کشور خواست ملت مبارز شد، چند نظريه در مورد نظام سازي مطرح شد که بررسي هر يک خالي از تبلور گفتماني نيست.

الف) نفي کامل غرب!
عده اي بر آن هستند هر نوع نظريه، دانش و حتي ابزار بر آمده از غرب و يا شرق که خارج از جغرافياي سياسي و سرزميني مسلمين است را نفي کنند. افرادي که شايد نگاه سلفي و سنت گرايي در آنان بيشتر از عقل تبلور مي کند و هميشه شعارشان اين است که نبايد وسيله يا دانشي را استفاده کرد که گوينده آن و يا سازنده اش مسلمان نيست و اعتقادي به اصول دين اسلام ندارد. در پاسخ به اين افراد بايد گفت:
1. روايت هاي متعددي از کسب علم وجود دارد. از اطلبوا العلم ولو بالصين گرفته تا انظر الي ما قال و لاتنظر الي من قال، همه و همه خلاف حجيت نظريه گروه اول است.
2. عقل و تدبر و اصالت حسن و قبح امري بديهي است. اگر يک غير مسلمان بر اساس اسلوب درست عقلاني و مواد منطقي يک نتيجه سالم برسد مي خواهند آن را نفي کنند! مثلا اگر فردي با استفاده از صغري و کبري دقيق نتيجه اي متقن را اکتساب کرد غلط است؟ و اين عده مي خواهند بر خلاف عقل حکم دهند. 

ب) پذيرش کامل غرب
عده اي ديگر نيز بر خلاف دسته اول معتقدند بايستي تمام ظرفيت درون ديني خود را نفي کنند و با نگاه به بيرون و رسيدن آنان به قله هاي علم هر چيزي که آنان بيان مي کنند را پذيرفت. اين دسته نيز همچون دسته اول عقل را نفي مي کنند و معتقدند عقلي درست است که مطابق با نتايج و دست آوردهاي غير مسلمانان باشد و مسلمانان فاقد استدلال و توانايي هستند. در پاسخ به اين افراد نيز بايستي گفت:
1. تاريخ هزار و چهار صد ساله اسلام گواه بزرگ ترين دستاوردهاي بشري است. ساليان دراز تمام علم و فنون جديد در اختيار مسلمين بود و اين زبان مسلمين؛ يعني عربي است که حرف اول را در تاريخ مي زد. از سويي غربي ها خودشان نيز به اين مسأله اقرار دارند و حتي براي بزرگان مسلمان و انديشمند مراسم و يادبود مي گيرند. 
2. عقل و تدبر و مجاهدت صرفا در غرب نيست. از سويي اگر منظور از علم و نتايج علمي مطابقت آن با گذاره هاي تجربي است لازم است مدعيان اين نظريه يک نگاهي کوچک به پاسخ هاي بزرگان فلسفه و انديشه اسلامي و حتي غربي ها به گذارهاي تجربي به عنوان حتمي الوقوع کنند و تغييرات علم و دانش در اين دايره را بررسي کنند. 

ج) بومي سازي به هر روش
دسته سومي نيز هستند که صرفا هر نوع پذيرش را صرفا با يک واژه گزيني بسنده مي کنند. اين دسته همچون گفتن بانکداري اسلامي، بازار اسلامي و... مي خواهند بگويند با مضاف شدن يک دانش و علم و حتي انديشه از سوي غرب با اسلام و گفتمان اسلامي، انديشه اي ناب بدست آمده است. اين افراد نه تنها معتقد به هيچ مبنايي نيستند، بلکه بزرگ ترين مبناي شان التقاط و تخليط دو دانش بدون در نظر گرفتن بسترهاي شکل گيري آن است. در پاسخ به اين افراد بايستي بيان داشت:
1. تخليط و التقاط دو دانش نيازمند بررسي اين دو دانش با ظرفيت هاي شکل گيري، فلسفه وجودي، نقاط مشترک و ده ها متغير ديگر است. چگونه دو علم و دانشي که يکي بر اساس مفهوم و گزاره هاي تجربي شکل گرفته با دانشي که گزاره هايش کاملا عقلاني و منطقي است و خارج از محاسبات حسي مقايسه مي شود.
2. روش اين عده هيچ فرقي با روش گروه دوم ندارد. اين افراد فقط واژه پردازي مي کنند و در واقع همان اقدامي را مي کنند که افراد دسته دوم انجام داده اند و اشکالات وارده به آن دسته به اينان نيز وارد است. 
3. ضرري که اين افراد به دانش اسلامي وارد مي سازد به مراتب بيشتر از نافيان و حتي طالبين کامل غرب و انديشه غير اسلامي بدون نقد است. در واقع اين افراد خسارت هايي به انديشه اسلامي مي زنند که هيچ گفتماني نمي تواند چنين خسارتي وارد سازد. 

د) بررسي و کشف
عده اي ديگر که روش حق را رفتند معتقدند نه بايستي صد درصد علم و فنون غربي را نفي و نه صد درصد پذيرش کرد. اين دسته معتقدند که بايستي قبل از ورود به مسأله پذيرش يا رد يک علم و دانش يا عمل به چند پيش زمينه توجه شود.
1. انديشه و گفتمان و نگاه بزرگان و انديشمندان اسلام که بعضا هر يک از آنان بزرگاني بودند که صاحبان نظريه هاي متقن و فاقد نقد هستند مي تواند ماهيتي اجمالي و حتي تفصيلي از مفهوم مدينه النبي و سيره علوي ارائه دهد. داشتن اين آرا حداقل هايي را به متفکران نظام سازي و دولت سازي مي دهد تا بدين وسيله استنتاج قوي تري داشته باشند.
2. بازشناسي هويت يکي از نکات مهم گفتمان سازي و انديشه سازي است. در هر نظام فکري شناخت هويت و بستر هاي شکل گيري اين هويت مي تواند بسيار قابل اتکا باشد. مسلمانان که باور دارند هويتي عظيم و تمدني بزرگ داشتند شناخت اين تمدن و هويت مي تواند روش هاي ارزيابي و پياده سازي يک تفکر و گفتمان را راحت تر در ميان عموم جامعه برقرار نمايند. در واقع اگر هرچقدر علم و دانشي براي گفتمان سازي و نظام سازي شکل بگيرد اما قابليت اجرا نداشته باشد به طور حتم نمي تواند کارآمد و موفق باشد. 
3.شناخت هر علم و دانش در غرب و نيز بسترهاي شکل گيري اين علوم مي تواند ماحصلي از ريشه هاي علوم و گذاره هايي داد که اين علوم به آن وابسته است. به طور مثال در نگاه مارکيسيتي که شعار عدالت اعم از شعارهاي ديگر است که اگر گذاره هاي شکل گيري اين مفهوم شناخته شود مي توان دريافت چه ظلمي در پشت اين عدالت مخفي است. گذاره هايي همچون اصول ديالکتيک، عدم شناخت مراتب کمالي انسان هاي مختلف، عدم شناخت شخصت ها و هويت هاي گوناگون و... بخشي از اين مثال است. يا در مواردي ديگر مانند ليبراليسم يا نئوليبراليسم، سرمايه داري آنچنان فشاري بر مردم وارد مي کند که عدالت ديگر يک واژه لذت جويانه و غير واقع گرايانه معني مي شود. در چنين شرايطي بايستي ظرفيت ها و ريشه هاي اصلي علوم و گذاره ها در غرب را دانست تا بدين وسيله نتايج اين گذاره ها را به دست آورد. 
آنچه بايستي توجه داشت اين است نظام فکري و انديشه اي در اسلام يک نظام پويا و بروز است. نبايستي با خروج عقل آن را تهي کرد. بر همين اساس بررسي انديشه اسلامي در اقتصاد يکي از مهم ترين مسائل روز و کارآمد جامعه اسلامي است. مسأله اي که مي تواند بسياري از فشار ها و آسيب هاي اجتماعي را کاهش داده و آن را بزدايد. در واقع پيدا نمودن رابطه اقتصاد با اسلام و ارائه الگويي مناسب براي اين موضوع مي تواند يک دانش بومي، ديني و بر گرفته از هويت ايراني اسلامي ارائه دهد که در برابر مشکلات فراوان عرصه بين المللي و ارتباط با نگاه حاکم بر بازار جهاني پيش رو و پويا باشد. در چنين شرايطي بايستي تعريفي از اقتصاد و اسلام ارائه داد تا بتوان مفهومي دقيق از اقتصاد اسلامي پيدا کرد.