تفاوت چهار موج گروههای تروریستی منطقه
66 بازدید
تاریخ ارائه : 4/26/2015 11:20:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

نگاه منظومه‌ای و همه جانبه به جریان تکفیر گویای آن است که شجره‌ی خبیثه تکفیر تنها یک مسئله فرعی در جهان اسلام نیست بلکه در کنار رشد و نمو درخت طیبه عقلانیت، این جریان به عنوان جریان معارض و افت از درون رشد و میوه داده است. وهابیت، سلفیت قطبی، طالبانیسم، القاعده و در نهایت داعش هر یک میوه‌ی این جریان در چند سال اخیر در موقعیت‌های مختلف بوده است. در واقع بایستی نگاهی که به صورت بحرانی نسبت به موضوع تکفیر ایجاد می‌شود را به کنار زد و با راهکاری عملیاتی این جریان را از ریشه خشکاند تا هرگاه بستر جدیدی ایجاد می‌شود این جریان با عنوان و نامی جدید رشد نکند و دامن مسلمین را آلوده نسازد. در این نوشتار به بررسی این جریان در چند دهه‌ی اخیر می‌پردازیم.

پس از شناخت غرب از جریان تکفیر و راهبرد این جریان در جهان اسلام به ناگه شاهد آن بودیم سر سرویس‌های جاسوسی منطقه‌ای غرب به‌شدت فعال گشته و به جذب سران این جریان روی آوردند. نفوذ این افراد به حدی بود که در مدت کوتاهی به مشاوران و همکاران رسمی این گروه‌ها در منطقه مبدل شدند و گهگاه سالیان دراز بدون هیچ اعلامی در کنارشان زندگی می‌نمودند. ارنست به عنوان یکی از این سر جاسوسان وظیفه مشخص داشت تا به عنوان یک راهنمای نظامی  - راهبردی در کنار خاندان آل سعود مدیریت شبه‌جزیره عربستان را غصب نماید. اقدامی که در نهایت منجر به پیمان ناگسستنی میان جریان فکری وهابیت و ابن تیمیه با خاندان آل سعود گردید و سرانجام با زور سلاح و تغلب این فکر در منطقه شبه‌جزیره به سلطنت و قدرت رسید. در کنار این پس از ایجاد بحران در شرق آسیا و قدرت گیری بلوک شرق شاهد آن هستیم از درون جریان وهابیت و با اتحاد مالی – اطلاعاتی این جریان با محور عربی – غربی موجی از جوانان علاقه‌مند به مبارزه با کمونیست‌های متجاوز به افغانستان وارد  این سرزمین شدند و موج دوم سازمان – ایدئولوژیکی خود را تشکیل دادند. بر این اساس در چنین زمانی ما شاهد شکل‌گیری طالبان به عنوان موج دوم جریان تکفیر در قرن گذشته بودیم. این موج سرانجام با بحران‌های مختلف به سمت تشکیل جبهه‌ی تروریستی بین‌المللی القاعده گام برداشت و از درون موج دوم ( طالبانیسم‌) جریان تروریستی القاعده ایجاد گردید. جریانی که دیگر برخلاف اسلاف قدیمی خود نه تنها جغرافیای سرزمینی را برای خویش محصور نمی‌دانست بلکه به دنبال فتح جهان و قرار گرفتن بر بلندی سیاسی – نظامی جهان بود. حرکتی که توانست اقدامات تروریستی یازده سپتامبر را به وجود آورد و با هماهنگی سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس منجر به فجایع افغانستان و عراق شد.

سرویس‌های اطلاعاتی غربی - عربی با فعال شدن بیداری اسلامی در منطقه غرب آسیا متوجه تهدید جدید علیه منافع ملی خود در منطقه گردیدند و بر آن شدند جبهه موجود علیه اسرائیل و منافع استکبار در منطقه را نابود و با فاصله‌ای کوتاه راهبرد مسلمان در برابر مسلمان را پیاده‌سازی نمایند. این جریان با وقایع سوریه همراه سرویس‌های اطلاعاتی و پشتیبانی بعضی از کشورهای منطقه به این کشور وارد و موجی دیگر از جریان تکفیر را به وجود آوردند. این موج که در قالب گروهک تروریستی دولت اسلامی عراق و شام تبلور نمود. اما این بار سودای دیگر در سر داشت. این موج همچون دیگر اسلاف خود به‌شدت از مسئله‌ی تکفیر بهره برد با این تفاوت که با هدایت رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی، توانست پایگاه مردمی در میان بخشی از بدنه‌ی اسلام خواهانِ جهان ایجاد نموده و با وعده‌های مختلف آنان را به سمت خود جذب کند. همین امر کافی بود با شکافتن جغرافیای سرزمینی سوریه و ورود به منطقه عراق به‌طور مستقیم سه عنصر سرزمین، حاکمیت و قدرت را در اختیار بگیرند و گام اصلی برای تشکیل  یک دولت به‌ظاهر اسلامی با عنوان « دولت اسلامی‌» بردارند. 

این دولت با تجربیات دولت‌های قبلی امکانات جدید را در اختیار قرارداد و عناصر دولت سازی را به جد عملیاتی نمود. عناصری همچون پول رسمی، یگان نظامی، بخش‌های اقتصادی، بخش‌های خدماتی و بهداشتی و... بخشی از این دولت سازی بود. در واقع باید گفت میوه‌ی حال حاضر تکفیر توانست گام اصلی خود در دولت سازی اجرایی نموده و دولت شناور تشکیل دهد. نکته‌ای که بایستی در اینجا به آن اشاره نمود تعریف دولت شناور در این نوشتار است. برای فهم این عبارت باید گفت، دولت شناور به دولتی گفته می‌شود همچون قطره‌ای روغن در یک‌کاسه با ایجاد هر موج به قسمتی می‌رود و در آنجا قرار می‌گیرد و تنها راه از بین بردن آن خروج قطره از این مکان به‌طور کامل است و گرنه این قطره قابلیت حل و استحاله در این کاسه آب را ندارد.

 به عبارت دیگر داعش یا همان سازمان تروریستی دولت اسلامی همچون قطره‌ای روغن در ظرف سوریه و عراق توانست با اشغال مناطق سرزمینی  از این دو کشور، تشکیل حکومت دهد و در صورت شکست و یا خروج اجباری از این مناطق، یقیناً بخشی دیگر از سرزمین اسلامی را برای بهره‌وری خود بکار می‌گیرد.

تفاوت این چهار موج به صورت جدول ذیل ارائه می‌گردد:

نویسنده : امیر مسروری