فلسطین، حال و رویکردهای پیش رو
49 بازدید
تاریخ ارائه : 11/22/2014 1:03:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

وقوع سومین جنگ بزرگ در چند سال گذشته علیه ملت فلسطین که با عناوینی همچون جنگ پنجاه روزه و یا نبرد رمضان معروف است، دستاوردهای بزرگی را برای گروه‌های مقاومت و دیگر گروه‌های مبارز فلسطینی ایجاد نمود. امکانی که برای اولین بار در تاریخ مقاومت و دفاع از سرزمین فلسطین به حملات آفندی در سرزمین‌های اشغالی به غیر از موشک‌باران و عملیات انتحاری، همراه شد و در نهایت پایگاه زیکین مورد حمله گروه‌های مقاومت قرار گرفت. بر همین اساس در این یادداشت به بررسی اوضاع فلسطین پس از نبرد اخیر می‌پردازیم.

الف) اوضاع اقتصادی:

خرابی‌های ایجاد شده در نوار غزه به ویژه خرابی‌های حملات هوایی ارتش صهیونیستی به مناطقی همچون منازل مسکونی، مدارس، دفاتر سازمان‌های دولتی و تنها نیروگاه برق فعال در غزه، خسارت‌های فراوانی را بر دوش دولت فلسطین گذاشت. خسارت‌هایی که برای بهسازی و بازسازی آن به‌شدت فلسطین، نیازمند همکاری کشورهای مختلف جهان و منطقه است تا بتواند جریان عادی زندگی را در این نوار برگردانند. هرچند در متن توافق صورت پذیرفته میان فلسطینیان و دولت غاصب اشغالی، به موضوع بازسازی و ترمیم خسارت‌های وارده تصریح شده است اما احتمال آنکه این رژیم از ورود مصالح ساختمانی و... همچون گذشته جلوگیری نماید نیز وجود دارد. احتمالی که با عناوین مختلف استفاده ی این مصالح برای ساخت تونل و سکوهای پرتاب موشک بارها مطرح و صهیونیست‌ها به‌وسیله‌ی آن مانع از ورود مصالح به نوار غزه شدند. در کنار مشکلات و خسارت‌های جنگ، عدم دریافت چندماهه‌ی حقوق کارکنان دولتی و امنیتی مستقر در نوار غزه، مشکل دیگری است که دامن گروه‌های مقاومت را گرفته و افزایش بیکاری نیز به کمک آن می‌آید. در واقع بحران اقتصادی نوار غزه در چند سال اخیر، به اوج خود دست یافته است. حربه ای که دولتمردان رژیم صهیونیستی بر آن هستند تا به وسیله ی آن انگیزه ی مقاومت را در منطقه کاهش داده و آن را ابزار فشاری در مذاکرات آینده ی خود قرار دهند. اما بر خلاف تصورات این رژیم، مردم مقاوم غزه پس از نبرد رمضان (پنجاه روزه) افق جدیدی احساس کردند و پس از چندین سال ضمن زدوده شدن بخشی مهم از محاصره ی این نوار و نیز تقویت صنعت ماهیگیری به دلیل افزایش نوار آزاد برای ماهیگیری نیز دوباره جانی تازه گرفت و امید است در چند ماه آینده به کمک کشورهای حامی مقاومت برای این بحران نیز چاره‌اندیشی شده و راهکاری مناسب تهیه گردد تا ملت فلسطین علاوه بر داغ عزیزان و غصب کشورشان، مصیبت دیگری را تحمل ننمایند.

ب) دستاوردهای سیاسی

توافق 1993 اسلو و ایجاد تشکیلات خودگردان فلسطین تیر خلاصی بر اهداف اصلی مقاومت به ویژه عدم مذاکره با غاصبان سرزمین فلسطین بود. توافقی که در آن فلسطینیان صاحب دولتی با عنوان تشکیلات خودگردان فلسطین شدند. در همین راستا گروه‌های مقاومتی همچون جهاد اسلامی که قدمت آن در مبارزات بیش از حماس بوده است، هیچگاه به این توافق اعتنایی نداشته و تنها راه پیروزی فلسطینیان را مقاومت و اقدام علیه صهیونیست‌ها دانسته به این توافق نپیوسته است. برخلاف جهاد، حماس با ورود به انتخابات محلی و در نهایت انتخابات پارلمانی تشکیلات خودگردان در سال ۲۰۰۶ و کسب اکثریت آرا، توانست دولت اسماعیل هنیه را به نخست‌وزیری فلسطین انتخاب کند. انتخابی که به مذاق دیگر جریان‌های سکولار و مخالف مقاومت همچون جریان‌های درون ساف خوش نیامده و سبب بحران داخلی و جنگ درونی میان گروه‌های مقاومت و سرانجام با اعلام استقلال غزه و جدا شدن از کرانه باختری رود اردن همراه گردید. رفتاری که به حتم سبب انشقاق درون گروه‌های مقاومت و تقویت دشمن واحدشان یعنی صهیونیست‌های غاصب خواهد شد و خسارت‌های فراوانی را به فلسطین مقاوم وارد خواهد نمود.

هرچند پس از نبرد سوم غزه، گروه‌های مقاومت به ویژه حماس و فتح و به تبع آن ساف (سازمان آزادی‌بخش فلسطین) توافقی را با عنوان آشتی ملی امضا نمودن و قرار شد تا دکتر رامی حمدالله از اعضای جنبش فتح به عنوان نخست‌وزیر کابینه ی وفاق ملی فلسطین برگزیده و از جدا شدن و تفرقه ی میان گروه‌های فلسطینی جلوگیری نماید. اما خسارت‌های وارده در این چند سال به هیچ وجهه قابل جبران نیست. دستاوردی که در توافق آشتی ملی می‌توان نقطه ی عطفی در پیوستگی گروه‌های فلسطینی باشد و آن را محوری برای قدرتمندی فلسطینیان پس از جنگ و مقابله با افزایش شهرک‌سازی صهیونیست‌ها و نیز پروژه ی دیوار حائل دانست.

ج) قدرت دفاعی و آفندی گروه‌های مقاومت

تا قبل از نبرد سوم فلسطین، حملات نظامی علیه صهیونیست‌ها بیشتر در قالب‌های دفاع و نیز حملات متفرقه ی موشکی و شهادت‌طلبانه از سوی گروه‌ها مقاومت دنبال می‌گردید. اقداماتی که معطوف به مناطقی بود که گروه‌های مقاومت به ویژه حماس، جهاد اسلامی و کمیته مردمی مقاومت اشراف اطلاعاتی لازم و توان ضربه زدن به صهیونیست را داشته است. اما بر خلاف انتظار در نبرد سوم غزه برای اولین بار گروه مقاومت توانستند با نفوذ به عمق رژیم صهیونیستی ضربه ای مهلک وارد نماید. این اولین اقدام بزرگ و حساس گروه‌های مقاومت در عمق سرزمین‌های اشغالی بود که با تهاجم زمینی همراه می‌گردید و توانست دستاورد بزرگی را به ارمغان آورد. در همین راستا تقویت جبهه ی مقاومت با راهبرد نبرد نامتوازن توانست علاوه بر جلوگیری از پیشروی ارتش کودک کش فلسطین، خسارت‌های فراوانی را نصیب این دولت متخاصم نماید. در واقع اسارت گرفتن سرباز و افسر صهیونیستی در نبرد سوم می‌تواند برگ برنده ای از سوی گروه‌های مقاومت و مذاکره کنندگان آن در آزادی زندانیان فلسطینی در بند صهیونیست‌ها باشد. برگی که در تبادل اسرا در سال 2011 شاهد آن بودیم و در برابر گلعاد شالیط، 1027 اسیر فلسطینی آزاد گردیدند.

اما آنچه که باید فلسطینیان به آن توجه داشته باشند تقویت توان دفاعی خود و تجهیز کرانه ی باختری است. محلی که نزدیک‌ترین مکان به قدس شریف است و می‌توان به راحتی انتفاضه ی جدیدی را به وجود آورد و در نهایت دولت مجهول صهیونیستی را نابود سازد. بر همین اساس برنامه‌ریزی، تقویت و تسریع در تسلیح کرانه ی باختری بیش از بیش می‌تواند به نفع گروهای فلسطینی بوده و آنان را در دستیابی به اهداف خود، یاری نماید.
نتیجه‌گیری:
در پایان بایستی به این نکته اشاره داشت، فلسطینیان همچون گذشته مقاومت را به عنوان اصلی‌ترین رویکرد خود برگزیده و دفاع جانانه ی آنان در منطقه ی محصور و بی امکانات غزه در برابر رژیم تا دندان مسلح صهیونیستی، مؤید آن است. لذا توجه داشتن به روحیه می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات درونی فلسطینیان باشد. ایجاد وفاق و اتحاد ملی در درون گروه‌های مختلف فلسطینی و مقابله با نفوذ و تفرقه ی صهیونیست‌ها میانشان دیگر نقطه ی مهمی است که در آینده ی فلسطین نقش آفرین خواهد کرد. ایجاد چنین اتحادی می‌توان به تقویت درونی، افزایش امید و ایستادگی مردم فلسطین بی انجامد و انرژی آنان را مصروف مقابله و اخراج غاصبان سرزمین خود نماید. لذا توجه به این مسائل و نیز همسویی با تسلیح کرانه ی باختری می‌تواند، آینده ی فلسطین را که از نهر تا بحر است، به ارمغان آورد و نابودی صهیونیست‌ها را وعده دهد. رخدادی که با مشاهده ی نبرد اخیر به‌عین قابل احساس بوده و هست.

نویسنده : امیر مسروری