راهبرد های ایران و آمریکا، دو راهبرد متناقض
50 بازدید
تاریخ ارائه : 9/27/2014 12:56:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

دولت آمريكا پس از جنگ جهاني دوم توانست كشورهاي مختلفي را به اشكال گوناگون در سیطره‌ی نظامي، اقتصادي و فرهنگي خود محفوظ نمايد. سيطره اي كه با روحيه استكباري آمريكا به شدت در منطقه‌ی غرب آسيا به ويژه كشورهاي صاحب ذخاير نفتي دنبال می‌گردد. كودتاي 28 مرداد در ايران، كودتاي عراق، حمايت از رژيم غاصب صهيونيستي و  چپاول ملت‌های منطقه از جمله رفتارهايي بود كه رژيم ددمنش آمريكا در چند دهه‌ی اخير در غرب آسيا، پيگير آن بوده است. لذا در اين نوشتار به بررسي راهبردهاي دو گفتمان انقلاب اسلامي و گفتمان ليبرال سرمايه داري می‌پردازیم و چگونگي جمع شدن  ميان اين دو گفتمان در يك امر واقعي را بيان می‌داریم .

ايالت متحده‌ی آمريكا مظهر اصلي و تنها حامي بزرگ گفتمان ليبرال سرمايه داري در جهان است. كشوري كه انجام معادلات بزرگ استكباري را در دو ابزار تهاجم فرهنگي و قدرت سياسي – امنيتي می‌پندارد و براي دستيابي به آن از هر نوع رفتار وحشيانه اي دريغ نمی‌نماید. رفتارهايي همچون حمله به ويتنام، بمباران هسته اي هیروشیما و ناكازاكي، كشتار مردم افغانستان، حبس خودسرانه، در مقابل اين گفتمان دو گفتمان مهم در جهان شكل گرفت.

گفتمان اول كه پس از جنگ جهاني دوم رقابت خصمانه اي را در برابر آمريكا به وجود آورد، سوسياليست و برداشت‌هایماتریالیسم هاي قرن 18 و پياده سازي آن در شوروي پس از جنگ جهاني بوده است. تفكري كه بعدها بلوك سازي دو جريان شرق و غرب را دستور كار خود قرار داد و منجر به جنگ سرد طولانی‌ای در جهان شد. نبردي كه سرانجام با عناصري به ظاهر اصلاح طلب همچون گروباچف، يلتسن فروپاشي شوروي را به ارمغان آورد. درواقع شوروي به همراه اشتباهت راهبردي فراگير خود در برابر آمريكا و استفاده از عناصر خودفروخته دست به رفتار بین‌المللی‌ای زد كه منجر به نابودي تفكر كمونيست و سوق پيدا نمودن اين تفكر به موزه هاي تاريخ شد.

در همين راستا گفتماني ديگر شكل گرفت كه هر دو گفتمان موجود در جهان را نفي و با هر دو متعارض بود. انقلاب اسلامي ايران به تعبير رهبري معظم انقلاب اسلامي نه به خاطر علاقه به استكبار شرق از استكبار غرب دور گرديد و نه به خاطر علاقه به استكبار غرب از استكبار شرق روي برگرداند. (1) بلكه حيات و حضور گفتماني خود را در نابودي جريان ظالم و دفاع از مظلوم می‌دانست. بر همين اساس از ابتداي انقلاب اسلامي مخالفت با اين دو ابر قدرت توسط مردم انقلابي دنبال و شعار نه شرقي و نه غربي به عنوان يك اصل تلقيگرديد. رفتاري كه تحركات هر دو گفتمان استكباري آن زمان را نسبت به خود حساس نمود و آنان را وادار ساخت تا با هر روشي از شكل گيري اين انقلاب، جلوگيري نمايند. برهمین اساس و برخلاف انديشه هاي متفكرين غربي و شرقي، انقلاب اسلامي با رهبري مردي الهي توانست ظهور عيني پيدا نمايد و اولين كشور مستقل در جهان باشد. كشوري كه دفاع از مظلوم را براي خود، يك اصل می‌دانست.

اين شكل گيري همراه با حضور دولت‌مردان قبلي، جنايتكار و وابسته‌ی پهلوي در آمريكا، موجي از انزجار اجتماعي در ايران به وجود آورد و سبب گرديد تا مردم به سوي سفارت آمريكا رهسپار گردند. سفارتي كه بعدها و پس از تسخير به عنوان بزرگ‌ترینلانه‌ی جاسوسي رسمي در سراسر جهان شناخته شد و از آن به عنوان سند خصم و عناد سياست مداران آمريكايي عليه انقلاب اسلامي  ذكر می‌گردد. سابقه اي كه با بررسي چند دهه عناد و كينه عليه ملت مسلمان ايران، انزجار افكار عمومي را به دنبال داشته است. تا جايي كه پس از تسخير سفارتخانه آمريكا در ايران و افشاي جنایت‌های اين كشور در جمهوري اسلامي ايران، سند روابط ايران و آمريكا برگشت و بنیان‌گذار جمهوري اسلامي ايران با استقبال از قطع رابطه‌ی آمريكا، از آن به انقلاب دوم نام برد. انقلابي كه در درونش خودباوري و حفظ استقلال را به ارمغان آورد و توانست دو هيمنه ي اساسي جریان استعماري غرب يعني تهاجم فرهنگي و قدرت سياسي – امنيتي را به چالش مهم و بزرگي رو برو نمايد. چالش‌هایی كه سرانجام آن بيداري اسلامي در منطقه، قدرت گيري محور مقاومت و نيز افزايش گرايش به اسلام ناب در سراسر جهان شد.

اما آنچه كه بايد در پايان اين نگاشته به آن توجه داشت، سرانجام ارتباط جمهوري اسلامي ايران با دولت ايالت متحده‌ی آمريكا است. سرانجامي كه بعضي از منتقدان به قطع ارتباط آن را مسئله‌ی اساسي نظام می‌پندارند و به ازاي حل مسائل مهم و حائز اهميت در كشور، مورد توجه قرار می‌دهند. حقيقتاً  دو گفتمان انقلاب اسلامي كه اساس خود را دفاع از مظلوم، مقابله با ظلم، مقابله با استعمار گري در سراسر جهان می‌داند با گفتمان ليبرال سرمايه داري كه چيزي جز چپاول ملت‌ها در راهبردهاي خود قرار نمی‌دهد، تجمعي ناممكن از دستيابي اين دو گفتمان به راهبرد مشترك است. به تعبير ديگر جمع ميان ايدئولوژي انقلاب اسلامي ايران كه بر اساس محاسبات عقلاني است با ايدئولوژي ليبرال سرمايه داري آمريكا كه رهيافت اغوا گرايانه دارد هیچ‌گاه قابل مصداق خارجي نخواهد داشت. بر همين اساس دستيابي به نقطه اي مشترك توسط آمريكا با ايران، كه سابقه‌ی بدي در بين افكار عمومي مردم انقلابي و مسلمان نظام اسلامي ايران دارد،

1)     پایگاه اطلاع رسانی رهبری معظم انقلاب، ۴/۱۱/۶۹

نویسنده : امیر مسروری