بررسی قیام مردمی یمن
384 بازدید
تاریخ ارائه : 9/16/2014 10:10:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

شبه جزیره ی عربستان، نقطه ای را در خود جای داده که مهمترین مکان راهبردی و کلان این منطقه است. یمن با دارا بودن بیش از 23 میلیون جمعیت،527 هزار کیلومتر مساحت جغرافیایی و 20 استان و اقلیم یکی از حساس ترین مناطق این شبه جزیره می باشد. بر همین اساس در این نوشتار به بررسی وقایع چند سال اخیر به ویژه خیزش های مردمی اخیر این کشور می پردازیم.

ملت یمن که خود را صاحب تمدن اصلی عرب و ریشه دار ترین قوم عرب یعنی قحطانی می دانند، ملتی مبارز، سلحشور و دارای روحیه ی سنتی اعراب شبه جزیره می باشند. در واقع یمنی ها که ارتباطشان با تمدن قبل از اسلام به ایران می رسید، یکی از مهمترین کشورهای مقاوم منطقه چه قبل و بعد از اسلام است. کشوری که مهمترین و راهبردی ترین تنگه ی ارتباطی دنیا، باب المندب و گلوگاه اقتصادی و سیاسی منطقه و بلکه جهان در اختیار او است. برهمین اساس سرنوشت حاکمیت این کشور برای همگان به ویژه جریان استکبار جهانی حائز اهمیت است.

اما آنچه که باید به بافت جمعیتی یمن توجه کرد. وجود روحیه ی سلحشوری و محبت به اهل بیت است. اغلب جمیعت یمن را زیدها یکی از فرق تشیع و نیز شافعی ها یکی از فرق اهل سنت که هم در احکام ظاهری و هم در مسائل کلامی نزدیکی خاصی به شیعیان دارند، تشکیل می دهد. وجود چنین بافت هویتی که در میان قبائل مختلف به ویژه حوثی ها مشاهده می شود، پیوند خاصی میان ایران اسلامی و یمن ایجاد نموده است. شکل گیری انقلاب اسلامی در منطقه و دمیده شدن روح جدیدی به بدنه ی اسلام حقیقی، موجی از سرزندگی و حیات سیاسی را در جهان اسلام ایجاد نمود. موجی که پس از سی سال در انقلاب های مردمی منطقه که با عنوان بیداری اسلامی نام گذاری شد، توانست درکی را به مردم مسلمان بدهد که پشت پرده ی شعار های منافقانه ی سران مرتجع منطقه را دریابند و برای احیای حق مبارزه کنند. در حقیقت شناخت مردم یمن از وابستگی سیاسی و اقتصادی علی عبدالله صالح دیکتاتور مخلوع کشور خودشان، بصیرتی را به آنان داد که دریابند پشت پرده ی اصلی مشکلات این کشور چیست. برهمین اساس مردم یمن با حضور در خیابان های صنعا و شهر های حساس این کشور در سال 2010 همراه با موج بیداری اسلامی، علی عبدالله صالح را از تخت ریاست جمهوری این کشور به پایین کشیدند. برهمین اساس دسپاچگی و عوام فریبی حکومت سعودی و حمایت اطلاعاتی و امنیتی این کشور از سرکوب گران قیام مردمی تا جایی ادامه داشت که خشم ملت یمن از دخالت های این کشور به اوج خود رسید و پس از انکه خیابان ها را به امید بهبود وضع کشور پس از انقلاب ژوئن ترک کردند، تصمیم به بازگشت گرفتند. اما دلایل این بازگشت چیست؟ سوالی که خیلی ها  در وقایع یمن به دنبال آن هستند

الف ) مشکلات اقتصادی

وجود منابع سرشار طبیعی، نفتی و معدنی، همسایگی آبی با بزرگترین مرکز ترانزیت دریایی، اشراف بر پر اهمیت ترین تنگه ی آبی جهان نکاتی است که هر کشوری را می تواند شکوفا، پر قدرت و صاحب اقتدار جهانی نماید. اما بلعکس دخالت های راهبردی عربستان سعودی با دارا بودن مرز گسترده با این کشور، فعال بودن القاعده و شبکه ی تکفیری وابسته به دولت عربستان به ویژه دانش آموختگان مدارس وهابیت موجی از رعب و وحشت را در صنعت اقتصادی یمن به وجود آورده و سبب گردیده ضمن آنکه تولید و اقتصاد این کشور فلج گردند، هیچ سرمایه گذار خارجی با وجود گستردگی فضای تجاری، مایل به سرمایه گذاری اساسی در این کشور نباشد. تا جایی که بیشتر شهرهای یمن حتی صنعا از داشتن حداقل امکانات اجتماعی محروم بوده و فساد اداری و اقتصادی  در سطح دولتمردان همچون دریافت رشوه های کلان از حکومت عربستان برای قرار دادن خاک کشور به عنوان حیات خلوت گروه های تروریستی، بیکاری فراوان، وابستگی شدید به کمک های کشورهای مرتج منطقه ای، بدهی فراوان به دول دیگر و... ساختاری نامطئن و شکننده ی اقتصادی در صنعا و دیگر شهرهای یمن به وجود آورده است.

ب ) تروریست

یمن یکی از کشور های تولید کننده و صادرکننده ی تروریست در منطقه ی غرب آسیا است. حضور مبلغان وهابی به ویژه مبلغان و دانش آموختگان مدارس سعودی توانسته است بخشی از مردمان اهل سنت یمن را به فرقه ی ظاله ی وهابیت سوق دهند، تا جایی که این جریان با نفوذ به مناطق شیعه نشین  از جمله استان صعده که بیشترین شیعیان زیدی را در خود جای داده، سبب ایجاد اختلافات مذهبی و کشتار مردمان بیگناه شدند. در واقع یمنی که به مسالمت آمیز بودن زندگی دو گروه شیعیان و اهل سنت در ذیل لوای اسلام در جهان معروف بودند، حال به کشوری شناخته می شود که درگیری های قومی و قبلیه ای با رویکرد مذهبی به اوج خود رسیده است. درگیری هایی که سبب ضربات فراوان به اقتصاد این کشور، امنیت و حتی ثبات سیاسی – نظامی یمن شده و این کشور را  تبدیل به جولانگاه بزرگترین تروریست های القاعده کرده است. یمنی که روزی به بهترین کشور حاشیه ی خلیج فارس با تمدن چندهزار ساله معروف بود، امروز کشوری زشت و ترس آلود از سوی مخاطبین و افکار بین المللی محاسبه می شود. برهمین اساس ملت یمن برای دور شدن از آن هر کاری انجام می دهند. در همین راستا حضور و نفوذ عربستان سعودی که با دادن رشوه های فراوان به روسای بعضی از قبایل توانستند پایگاه اجتماعی ای در این کشور پیدا کنند، سبب گردید صنعا دیگر پایتخت کشوری موفق و تاریخی نباشد و وجهه ی جهانی خود را به کارخانه ی تروریست سازی دهد.

لذا وجود مشکلات فوق، سبب حضور مجدد مردم یمن در خیابان های صنعا و دیگر شهر ها شد و آنان را وادار کرد با هر نوع تفکری چه شیعه و چه سنی برای استقلال ملی، کسب عزت و اقتدار منطقه ای به خیابان ها بیایند و در راه اندازی جریان انصار الله نقش ایفاء نمایند. اما مکر و حیله گری دولت یمن و سران پشت پرده ی آن به ویژه آمریکا و مرتجعین منطقه به اینجا ختم نشد. انگلیس، آمریکا و دیگر اعضای شورای امنیت سازمان ملل با نادیده گرفتن خروش میلیونی مردم یمن، در بیانیه ای که به قرائت جمال به عمر فرستاده ی دبیرکل سازمان ملل در امور یمن صورت پذیرفت، ضمن محکوم کردن خروش میلیونی مردم یمن در دفاع از حق خود که به صورت صلاح آمیز اجرا می گردد، تهمت های آشکاری را به رهبران جنبش های مردمی به ویژه انصارالله زدند تا با این کار، ترسی را در دل مردم یمن به وجود بیاورند. این رفتار نه تنها سبب نشد تا مردم از خیابان های صنعا خارج نشوند بلکه حمایت دیگر قبایل یمنی را به دنبال داشت. تاجایی که کامیون های غذا و مایحتاج انقلابی ها توسط مردم به سوی صنعا روانه شد. اما این تنها راهبرد دولت دیکتاتور و وابسته ی یمن در برابر ملت مقاوم یمن و جنبش انصار الله نبود. راه اندازی تظاهرات به ظاهر حامیان دولت و فضا سازی برای انشقاق گروه های سیاسی به ویژه انصار الله، رشوه داده به بعضی از قبایل یمنی، سرکوب و کشتار مردم یمن در خیابان ها با سلاح های جنگی همه و همه بخشی از راهبرد حفظ دولت بود که با حفظ انسجام درونی جریان های مردمی به شکست منجر شد.

اما آنچه که باید در نتیجه ی این یادداشت به آن اشاره کرد، شکل گیری موج عظیم بیداری اسلامی در بخش اعظمی از مردم یمن است و مردمی شدن انقلاب 2013 این کشور. انقلابی که جریان انصار الله به عنوان رهبر این انقلاب در پیشانی جامعه در حال حرکت و با صلح آمیز رفتار کردن انقلابیون به دنبال خواسته های مشروع خود می باشند. در واقع انقلاب سال جاری یمن، ادامه ی انقلاب اولیه ی خود در ژوئن 2010 آنان در سرنگونی علی عبدالله صالح است که توانست هیمنه ی عربستان و استکبار را در یمن فرو بریزد و موجی از شادی را در جامعه به وجود آورد. هرچند راهی که انقلابیون یمن در پیش گرفتند سخت است و رسیدن به دستاورد اساسی بسیار دشوار ولی صلح آمیز بودن و نیز مردمی بودن این انقلاب، نقطه ی قوتی است که انصار الله از آن توانسته استفاده کند و میتواند برگ برنده ی این انقلاب در آینده ی نزدیک باشد.

نویسنده : امیر مسروری