مقایسه گفتمان انقلاب اسلامی و لیبرال سرمایه داری
304 بازدید
تاریخ ارائه : 9/1/2014 6:52:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

روی کارآمدن انقلاب اسلامی ایران  در دهه ی 50 توسط مردم مسلمان و انقلابی به رهبری امام خمینی ره توانست کاخ بزرگترین پایگاه استعمار طلبی و چپاول گری جریان استکبار به سرکردگی آمریکا را در منطقه فرو بریزد . این فرو ریزی نه از سر تحریک احساسی مردم نسبت به جریان استکباری و غرب بوده است بلکه بر اساس یک محاسبات عقلی و دلایل منطقی صورت پذیرفت . دلایلی همچون سابقه ی خباثت آمریکا و انگلیس در حمایت از عمال پهلوی و روی کارآوردن پهلوی اول و دوم، خاطره ی تلخ شهریور 1320، کودتای 28 مرداد، تقویت دستگاه اطلاعاتی – امنیتی رژیم منحوس پهلوی جهت کشتار مردم و مظلومان و... را می توان در بخشی از آن دانست . در این نوشتار بر آن هستیم تا ضمن تشریح دو گفتمان متقابل امریکا و ایران اسلامی به ماهیت برقرار ارتباط فی مابین آن دو بپردازیم .

رفتار شناسی دژخیمانه و نقض آشکار تمامی تعهدات و معاهده های رسمی و بین المللی و حتی رفتار های اخلاقی از سوی روسای جمهور آمریکا و کشتار مردم مظلوم سراسر جهان به هر بهانه ای ( اولین و تنها استفاده کننده بمب هسته ای، کشتار مردم ویتنام، کشتار مردم عراق، کشتار مردم افغانستان، کشتار مردم فلسطین، کشتار مردم آفریقا به وسیله ی بیو تروریسم و...) گواه ان ادعای ماست . اما چرایی این همه دژخیمی و نیز ثابت بودن سیاست های استکباریِ این کشور از زمان شکل گیری تا به حال فقط بر شخصیت کاریزمای روسای جمهور آن استوار نبود بلکه بر اساس گفتمان پذیری مشترک این مسولین و نظام حاکم بر آن بوده است . گفتمان مشترک آنان گفتمان لیبرال سرمایه داری و قرار گرفتن منفعت دنیا بر تمامی منفعت های اخلاق، اجتماعی و... می باشد . برهمین اساس وجود گفتمان رقیب و مخالف و معارض همچون گفتمان انقلاب اسلامی که حیات خود را در نفی و نابودی گفتمان لیبرال سرمایه داری و بلعکس می داند، نمی تواند در برابر ان گفتمان حضور مستقیم داشته باشد. کنش های موجود میان جمهوری اسلامی ایران از ساعت اولیه ی انقلاب تا امروز را می توان در ترازوی تاریخ قرار داد. رفتار سنجی ای که آمریکایی ها با هر بهانه ی خودساخته به مخالفت و معندت با جمهوری اسلامی ایران پرداخته و تفکر مردم انقلابی و نظام اسلامی را نفی کردند. حمایت از خاندان پهلوی، عدم تحویل سرمایه ی چند صد میلیارد دلاریِ خاندان پهلوی بلافاصله پس از انقلاب، حمایت از گروه های تجزیه طلب، حمایت آشکار از گروهک های تروریستی، حضور و حمایت رسمی در جنگ علیه ایران توسط صدام، مقابله با جمهوری اسلامی ایران در صحنه های بین المللی، هدف قرار دادن هواپیمای بی سرنشین، مقابله با نظام فکری و انقلابی جمهوری اسلامی در منطقه با حمایت از تفکر سلفی- عبری، مقابله با نظام اقتصادی و... کار را به جایی رساند که مردم قهرمان و همیشه در صحنه ی جمهوری اسلامی ایران فهمیدند که هر روز باید شاهد بهانه های مختلف این رژیم در مقابله با خود باشند . بهانه هایی که امروزه با رنگ انرژی هسته ای گرفتن و تهدید دانستن ایران هسته ای برای غرب موج جدیدی از تحریم های به ظاهر فلج کننده ای را شروع نمودند . موجی که بهانه ی آن قدرتمندی هسته ای ایران و توهم ساخت بمب هسته ای در جهان به وجود آمد . ولی کیست که نداند تنها استفاده کننده ی این بمب نه برعلیه نظامیان حتی، بلکه بر علیه بیگناهان و مردم مظلوم یک شهر رژیم ددمنش آمریکا و نظام گفتمانی لیبرال سرمایه داری او بوده است . حال وجود ده ها گزارش از سازمان انرژی اتمی مبنی بر عدم تخلف جمهوری اسلامی ایران از برنامه های صلح آمیز و نیز اقرار مسولین کشور های غربی گواه این مدعاست . اما این عدم پذیرش حق و لجاجت سران آمریکایی و به تبع و دنباله روی آن نظام های غربی بالاخص انگلیس خبیث در دو بخش می تواند مورد اشاره قرار گیرد و ارزیابی گردد :

  1. گفتمان لیبرال سرمایه داری

وجود این گفتمان و قدرتمندی این تفکر حکومت آمریکا را قبضه نموده است . گفتمانی که حتی با جنبش های فرهنگی 99% وال استریت خشم و انزجار مردم آمریکا را نیز برانگیخت.از عمده مشخصات این گفتمان چپاول گری و نداشتن پایبندی به هیچ پیمان و تعهد میان خود و دیگران است. این گفتمان کار را به جایی رساند که حتی حمایت از رژیم کوک کش و قاتل مردم بیگناه و مظلوم فلسطین به عنوان یک عمق راهبردی پذیرفته شده و مخالفت با آن را به هیچ وجه بر نمی تابند . وجود چنین تفکر استعماری و استکباری قرون وسطی ای که رنگ نوین فناوری به خود گرفته انسان را به یاد دولت های قرن های 13 و 14 میلادی اروپا می اندازد که توحش،  دست زدن به هر اقدام فجیع و شنیعی به عنوان یک ارزش تلقی می گردد . برهمین اساس است که رهبر معظم انقلاب ارتباط با آمریکا را یک تعارض بزرگ دانسته و به مذاکره با آنان به هیچ وجه امید وار نیست . این اندیشه دقیقاً بر اساس مقایسه ی دو نظام فکری  - رفتاری حاکم در برابر هم و تحلیل آن دوست که می داند وجود هر یک نافی و نیز ضد دیگری است . در همین راستا رهبری معظم انقلاب می فرماید : « امروز منطق لیبرال‌‌دموکراسى - این منطق و نظام فکرى که امروز کشورهاى غربى بر اساس آن دارند هدایت و اداره میشوند - از کمترین ارزش اخلاقى برخوردار نیست. هیچ ارزش اخلاقى در آن وجود ندارد، احساس انسانیت در آن وجود ندارد؛ در واقع دارند خودشان را رسوا میکنند، دارند خودشان را در مقابل نگاه قضاوتگرِ امروز ملتهاى دنیا و فرداى تاریخ، رسوا میکنند. ما این را به‌‌عنوان یک تجربه‌‌ى مهم باید براى خودمان حفظ کنیم و آمریکا را بشناسیم.»(1)

  1. استقلال طلبی و آزادی خواهی

شعار استقلال، آزادی جمهوری اسلامی ایران، شعاری ملی و از سوی همه اقشار کشور در راستای گفتمان انقلاب اسلامی و برداشته از نظام محاسبات عقلانی بوده است . این شعار که می توان گفت ماحصل بخشی از گفتمان انقلاب اسلامی برای مقابله با سلطه پذیری، مظلوم واقع شدن و چپاول از سوی شرق و غرب است. مخالفت آمریکا با آزاد بودن کشورها و مستقل بودن باز از خوی قدرت طلبی و فهم زور و پول این نظام لیبرالی است . کشوری که هیچ قیدی به جز پول و زور را درک و فهم نمی نماید و در برابر هر آزادی، استقلال منافع خود را تضعیف شده و معناد داسته است . کشوری که در صورت استقلال هر دولتی در جهان را به معنای نفی ماهیت اصلی خود که بر پایه ی چپاول گری استوار است می داند. در همین راستاست که رهبری به مذاکرات با چنین نظامی خوشبین نبوده و آن را امیدوار نمی داند .

اما آنچه که مهم است و باید آن را به عنوان نتیجه گیری دانست، وجود دو گفتمان متضاد در دو طرف عالم که وجود هر یک نافی و متضاد و معارض دیگری است . هیچگاه نمی تواند در برابر هم به آرامش برسند زیرا دو مفهوم ضد و ماهیت معارض نمی تواند بدون نفی و از بین بردن دیگری در کنار او به همزیستی به پردازد . بالاخص که نظام اسلامی بر اساس محاسبات عقلانی و نظام لیبرال سرمایه داری بر اساس قدرت طلبی، چپاول و سلطه گری و برده داری نوینشکل گرفته است . دو ماهیتی که ادعای برد – برد یعنی پیروزی حق و رسیدن به دستاورد های او همراه با سلطه پذیری، قبول چپاول، مخالفت با استقلال و آزادی و نیز همکاری در جنایت های فکری و رفتاری کشور متخاصم . حال نکته ی بسیار مهمی که باید به آن توجه داشت عدم ارتباط با ان چنین گفتمان و کشوری است . آمریکا و ژاندارم او در منطقه ( رژیم صهیونیستی کودک کش و دژخیم) بر اساس چنین گفتمانی شکل گرفته و هر اقدامی را در  دایره این گفتمان تحلیل می نماید.تحلیلی که برای رسیدن به اهداف خود با اغواگری و استفاده از ابزارهای تفکر شیطانی به دنبال نابودی محاسبات عقلانی و انقلابی کشور می باشد . نکته ای که باید مسئولین، اندیشمندان و دیپلمات های ارتش منظم کشور در وزارت خارجه به آن توجه کافی داشته باشند و بدانند وجود تحریم ها هیچ دلیلی بر برنامه های هسته ای ندارد و هدف این کشور نابودی نظام اسلامی است. به طوری که مستقیماً و علنا رئیس جمهور آمریکا به دنبال نابودی تمامی دستاورد های هسته ای کشور است و اذعان می دارد : در صورت توانایی تمامی پیچ و مهره های برنامه های هسته ای را نابود خواهم ساخت » و اما سوالی که باید ایده پردازان مذاکرات برد – برد به آن پاسخ دهند چه نوع بردی در برابر چه کسی، برد نظام لیبرال سرمایه داری چگونه بدون سلطه ناپذیری و قرار نگرفتن در محور چپاول صورت می پذیرد. چه زیبا این پیر جماران و بنیان گذار انقلاب اسلامی فرمودند : « نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما، در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‏کند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است... اینکه همان طور که آن شیطانبزرگ از قرآن و اسلام می‏ترسید، حالا اینها هم از این نهضت ـ که نهضت اسلامی است ـ می‏ترسند. و دنبال همان شیطانبزرگ، مشغول شیطنت هستند و تضعیف می‏کنند روحیۀ ملت ما را. باید ملت ما، جوانهای برومند ما با کمال قدرت پیش بروند و از این توطئه‏ها اصلاً نترسند. اینها قابل آدم نیستند که انسان ازشان بترسد.»(2) این بیان کاملاً اشاره به خوداتکایی، عدم توجه به نظام لیبرال سرمایه داری و نفی ایدئولوژی آن در هر سطح و گفتاری است که می توان انسان درس گرفت همانطور که ارتباط با شیطان و برنده دانستن آن در زندگی یعنی غفلت و دوری از تفکر و اندیشه ی الهی، پیروزی آمریکا و تصور برد برای او نیز یعنی پیروزی شیطان و اغواگران بر انسان ها و حقانیت که باید این چنین تفکری به خدا پنان برد .

 1)     پایگاه اطلاع رسانی رهبری معظم انقلاب :01/05/1393

2)     صحیفه ی امام، 14/08/1358

نویسنده : امیر مسروری