بررسی دیدگاه امام خمینی در رساندن انسان به سعادت از سوی حکومت اسلامی
296 بازدید
تاریخ ارائه : 8/16/2014 7:13:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

مقدمه :

انديشه سياسي انقلاب اسلامي را نبايد در دهه هاي اخير جستجو كرد . انديشه اي كه وامدار مكتبي بر مبناي فقاهت و رهیافت‌های اسلامي است و بنیان‌گذار آن فقيه اصولی و مرجع زمان خود بوده است . ابعاد شناسي شخصيت حكيم و فرزانه امام راحل بسي دشوار است . شخصيتي كه نه تنها در فقاهت سردمدار عصر خود بود بلكه در فلسفه، عرفان، تفسير و... نيز فردي ممحض است . ايشان سياست را از دين گرفت. سياستي كه برخلاف مكاتب روزگار بد نبال رشد شهوات و قدرت منافع عده اي نبود . سياستي كه به تعبير ايشان عين ديانت است.

امام راحل با بررسي و تفقه در سنت و قرآن توانست پايه ريزي حكومتي كند كه آرزوي همه فقهاي عصر غيبت بود. حكومتي كه مبناي اجراي دستورات و فرامينش اسلام باشد و وظیفه‌اش هدايت گري . چيزي كه بسيار شايد پيش بيني آن بسيار سخت بود . اما امام راحل با عزم و توكل توانست آن را به منصه‌ي ظهور برساند و معادلات جهان استعماري را بهم زند . در اين نوشتار بر آن هستيم  تا موضوع وظايف حاكم نسبت به جامعه را بررسي نماييم .

متن يادداشت :

شكل گيري انقلاب اسلامي را در انديشه امام بايد قبل از سخنراني امام در مدرسه فيضيه در ابتداي دهه‌ي 40 دانست. ايشان هدايت و هدايت گري را اين چنين در ذيل حديث دهم، شرح چهل حديث می‌فرماید :

«شـيـطـان من به دست من ايمان آورد.  و مقام حيواني تاو تسليم مقام انسانيتش شود، به طورى كه مركب مرتاض راهوار عالم كمال و ترقى و براق آسمان پيماى راه آخرت شود و ابداً سـرخـودى نـكـنـد و چـمـوشـى نـنـمايد.  و بعد از تسليم شدن شهوت و غضب به مقام عـدل و شـرع، عـدالت در مـمـلكـت بروز کند و حـكـومـت عـادله حـقـه تشكيل شود كه كاركن در آن و حکم‌فرمای در آن حق و قوانین حقه باشد، و قدمی برخلاف حق در آن گذاشته نشود  وبا کلی از باطل و جور عارى وبرى گردد.»

ايشان با اين بيان تنها به مبحث خودسازی نپرداخته بلکه دلایل تشکیل حکومت را نیز بیان کرده است . دلایلی که برای رسیدن به آن باید شیطان را در درون خود نابود ساخت تا بتوان عدالت و حکومت عدله را پیاده سازی نمود و باطل را به کلی نابود کرد .

در اندیشه امام راحل سلام الله علیه این بیان کاملاً در بستر سازی و شکل دهی به آن مشهود است . بستر سازی که جامعه اسلامی باید آن را ایجاد نماید . زیرا با نشستن در خانه و نپرداختن به امر به معروف و نهی از منکر چنین چیزی ایجاد نمی‌شود و بسترها هیچ گاه شکل نخواهد گرفت .بر همین اساس ایشان در سخنرانی سعادت انسان را فقط و فقط در زمان حکومت اسلامی می‌داند ولا غیر و بیان می‌دارند :

«اینکه ما می‏گوییم و شما هم اشاره به آن کردید که هیچ رژیمی مثل حکومت اسلامی نمی‏تواند انسان را و ملت‌های انسانی را آن طور که باید اداره کند و تربیت، این برای این است که همۀ رژیم‌های غیر توحیدی و رژیم‌هایی که به دست غیر انبیا وجود پیدا کرده‏اند آن قدری که بینش دارند، اگر ما فرض بکنیم که این‌ها صد درصد هم امین هستند و دلسوز برای ملت‌ها، لکن شعاع بینش بشر را باید دید تا کجاست، و انسان تا کجا می‏تواند سیر بکند و احتیاجات انسان چقدر است.آیا به مقدار سعۀ وجود انسان و قابلیت رشد انسان این رژیم‌های غیر الهی دیدشان وافی است؟ تا فرض بکنیم که اگر هم اشخاصی باشند دلسوز و اشخاصی باشند که بخواهند خدمت بکنند به ملت‌ها، بتوانند خدمت بکنند. یا دیدِ این‌ها محدود است تا یک حدودی، و اگر آن‌ها هم بخواهند خدمت بکنند تا همین حدود می‏توانند خدمت بکنند؟»( سخنرانی در تاریخ 13 /04/1358)

در این بخش از سخنان گهر بار این مرد الهی کاملاً مشهود است که فقط و فقط اسلام و حکومت اسلامی است که زمینه سعادت بشر را در خود جای داده است . استدلالی که امام به آن توسل کرده دو بخش دارد :

الف ) استدلال به شناخت مصلحت و مفسده انسان توسط خدا ولا غیر

ب ) عدم برنامه داشتن از سوی حکومت‌های غیر توحیدی برای انسان سعادتمند

این دو بخش از استدلال امام نهفته در ژرفای تفکر و تعقل در مسائل کلامی و اعتقادی است . کاری که باید به ان تعقل و تدبر در شناخت حقیقت خالقیت و ربوبیت است . او با این کلمات کاملاً توحید را به نمایش گذاشته و آن را بیان می‌دارد . توحیدی که او به طبابت اشاره می‌نماید  و طبابت روح را وظیفه انبیاء دانسته است .

اندیشه امام گستردگی وظایف حاکمیت را نه تنها بستر سازی می‌داند بلکه داشتن برنامه از بدو تولد تا مرگ را در بر می‌گیرد . بسترهایی که نطفه انسان در آن شکل می‌گیرد و به تعبیر امام این مکتب اسلام است که وظیفه‌اش انسان سازی است و برای همین، برای چگونگی ازدواج، ایام حمل، چگونگی حمل، شیر دادن و... برنامه داشته و دارد. برنامه ای که قبل از وصلت و شکل گیری نطفه‌ی آدم همراه است تا زمانی که در حال تدفین و دفن است . حکومت در دیدگاه امام یعنی حکومتی که بر اساس وحی بوده و برای سعادت انسان و رسیدن به بهشت برنامه داشته باشد  و حتی برای تنهایی انسان نیز نظارت دارد به تعبیر ایشان :

«انبیا به شما کار دارند توی صندوق خانه‏ ات هم که هستی به تو کار دارند. هیچ‏کس نیست، لکن حکم خدا هست دنبال شما. آن‌ها می‏خواهند یک انسانی تربیت کنند که خلوتش و جَلوتش فرقی نداشته باشد. همان طوری که خیانت نمی‏کند در جلوت و در پیش مردم، برای اینکه از مردم ملاحظه می‏کند، انبیا می‏خواهند انسانی درست کنند که پیش مردمش و غیاب مردمش دیگر فرقی نباشد، هر دویش آدم باشد، وقتی آدم شد، چه در خلوت آدم است، چه در بین مردم هم آدم است. » ( همان)

تعبیری که کاملاً دقیق بوده و بر حسب سنت، قرآن و ادله شرعی بیان می‌شود . امام بنده مردم را فقط در مخاطب وظایف حاکم ندانسته و درست کردن ساختار حکومتی را نیز این چنین بر می شمارد :

« الآن ما همه‏مان مکلفیم حالایی که جمهوری اسلامی شد ما هم اسلامی باشیم  اگر بنا شد جمهوری اسلامی باشد اما ماها دیگر اسلامی نباشیم، حکومت اسلام نیست؛ اینکه، جمهوری اسلامی نمی‏شود. اگر بنا شد که جمهوری اسلامی باشد، پاسبان‌هایش اسلامی نباشند خدای نخواسته، دادگاه‌هایش اسلامی نباشد، وزارت خانه‌هایش اسلامی نباشد، این حکومت طاغوتی است؛ به اسم اسلام. همان طاغوت است، منتها اسمش را ما عوض کردیم. ما نمی‏خواهیم اسم عوض بشود، ما می‏خواهیم محتوا درست بشود، باید کوشش کنید محتوا درست بشود. »( همان )

ساختاری که باید مبتنی بر شرع مقدس و فرامین الهی باشد . نظام انقلاب اسلامی و بالتبع جمهوری اسلامی که پایه گذاران آن  مردی است که خود آشنا به همه بخش‌های دینی بوده و با تفقه عمیق به مراتب بزرگی دست پیدا نموده است . دیدگاه امام در مسائل مختلف حکومت اسلامی بسیار زیاد است به طوری که شاید

نتوان در یک یادداشت تجمیع کرد اما در این یادداشت می‌توان نتیجه گیری کرد که امام وظیفه حکومت اسلامی را سعادت انسان می‌داند و برای همین باید تمام تلاش خود را بنماید ایشان در سخنرانی با طلاب و روحانیون می‌فرماید :

« می‏گویند که یک دسته‏ای از اهل جهنم که در عذاب بودند یک وقت دیدند آرام شد ـ در روایت است ظاهراً ـ گفتند چه شد؟ گفتند «پیغمبر عبور می‏کند» گفتند «درها را ببندید نبینیم». آن کسی که جهنمی هست این طوری است، «درها را ببندید» با اینکه آرام شده است، با اینکه عذاب را برداشتند. عذاب باشد، لکن پیغمبر نباشد! فساد باشد، لکن جمهوری اسلامی نباشد! در خیابان‏ها آن مفسده های علنی باشد، لکن جمهوری اسلامی نباشد! این‌ها یک دردی است که دوای او پیش حضرت عزرائیل سلام اللّه‏ علیه ـ است. » ( سخنرانی در سالروز میلاد حضرت مهدی روحی له الفداء )

و این نشان دهنده سالم سازی بستر های جامعه است، جامعه ای که در آن تجلی حکومت عدله باید باشد و شیطان را در زندان نگه دارد تا بتواند حکومت عدله ای که خداوند وعده داده شده برسد .رسیدن به آن سعادتمندی را برای بشریت به ارمغان خواهد داد و زمینه ساز ظهوری خواهد شد که همه مستضعفین جهان منتظر آن هستند .

سعادت در دیدگاه امام امری شخصی نبوده و نیست بلکه در زمینه سازی آن حکومت نقش دارد به طوری که این مفهوم آنقدر وسیع در نظر گرفته شده است که در خلوت نیز برنامه داشته و دارد  و به اصطلاح امام، کار داشتن حکومت الهی به صندوقچه انسان‌ها، اصطلاحی که شاید مشخص نبوده و نیست اما با تعمق به آن می‌توان گستردگی عجیبی را فهمید .