آزادی در اسلام و اندیشه ی اسلامی
81 بازدید
تاریخ ارائه : 8/14/2014 1:00:00 PM
موضوع: علوم سیاسی

مقدمه :

پس از عصر رنسانس و شكل گيري دوباره مفاهيم در ميان قاره اروپا و نويسندگان مشتاق به ادبيات يونان باستان، آزادی داراي مفهوم‌های زيادي گرديد كه حتي بعضي از متفكران غربي نيز در جمع بندي مفاهيم آن دچار ترديد و انكار شدند به حدي كه مفهوم آزادي را بنا بر ضرورت موجود در اروپا و برخلاف سرشت انسان تعريف نمودند كه حال پس از گذشت چند قرن به اين نكته رسيدند كه با اين تعريف جامعه اصيل خود را از دست داده و دچار بحران‌های اجتماعي شديدي گردیده‌اند . در اين يادداشت نويسنده قصد آن را دارد تا با استفاده از بررسي مفهوم آزادي نكاتي را در ذيل آن بيان نمايد و مفهومي از آزادي در اسلام را اشاره كند.

متن يادداشت :

آزادي در لغت فارسي به معناي عتق، حریت،اختیار، خلاف بندگی و رقیت و عبودیت و اسارت و اجبار، قدرت عمل و ترک عمل می‌باشد كه فردوسي از شعراي فارسي زبان بيان می‌کند : به آزادی است از خرد هرکسی *** چنان چون ننالد ز اختر بسی. ( فرهنگ نامه دهخدا، معناي واژه آزادي ).و در اصطلاح كه ميان متکلمین شيعه جريان دارد به دو معنا دلالت می‌کند :

  1. رهايي انسان از سلطه ديگران كه اين خود می‌توان رهايي از سلطه فرد يا تفكر گرفته تا سلطه سياسي و اقتصادي می‌باشد .كه به طور كلي می‌توان گفت در اين معنا آزادي با مفهوم استقلال هم معنا گرديده است .
  2. رهايي از بردگي

بر همين اساس خداوند حكيم در قران انسان  را متعلق به فردي غير ندانسته  و فلسفه خلقت را عبادت بر مي شمارد و بيان می‌فرماید  :«وَماخَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ» ( ذاريات، 56 ) فلذا آزادي غير بر انسان را مخالف اصل حريت بيان می‌کند و اطاعت از غير خدا را محكوم به طاغوت می‌داند

.در اين بيان بايد اشاره كرد كه آيا آزادي كه قران كريم آن را بر مي شمارد مفهومي بيش از يك اختيار دارد يا خير كه بايد گفت، قران كريم آزادي را به عنوان يك حق از ابتدا قابل ستاندن و اكتساب از سوي ديگران ندانسته است و با نفي جبر گرايي اعم از جبر گرايي تاريخي، فلسفي و.... آن را در طول اراده خداوند بيان می‌کند و اشاره دارد كه آزادي مطروحه در درون اسلام مطابق با  ضوابط و شرايط خلقت انسان است كه خداوند حكيم از آن آگاه می‌باشد و اگر هم محدوديتي در اين آزادي به ظاهر بيان شده، محدوديتي نيست كه انسان با علم تجربي مشخص كند بلكه اين محدوديتي است براي جلوگيري از سعادت انسان، در رسيدن به هدف خلقت و براي جلوگيري از هرج و مرج، استبداد و ديكتاتوري می‌باشد كه وضع شده است. بر همين اساس اسلام، آزادی‌ها را به چند قسم تقسیم نموده و براي هر يك احكام و دستوراتي را مشخص نموده است :

الف) آزادي عقيده :

در اسلام آزادي عقيده امري مورد قبول و پذيرش است و هيچ كسي حق ندارد ديگري را مجبور به پذيرش ديني و يا اجبار بر بقاي ديني را طلب نمايد، آيه كريمه « لا اكراه في الدين » نيز همين مفهوم را بيان می‌نماید و فقهاي شيعه نيز به طور غالب اين نظر را برگزیده‌اند . لازم است در اين مبحث به اين نكته نيز اشاره شود كه انتخاب دين اسلام خود داراي حسني است و به دليل مصلحت، انسان مسلمان حق تغيير و يا تبديل به غير دين اسلام  را ندارد كه در كتب تفضيلي فقهي و كلامي به آن اشاره شده است .

از نكات ديگر در آزادي بيان می‌توان به آزادي عقيده اقلیت‌های مذهبي ساكن در سرزمين اسلامي اشاره نمود كه می‌توانند بدون محدوديت اعمال ديني و عبادي خود را اجرا نمايد البته بايستي اين نكته را مورد توجه خود قرار دهند كه اين آزادي نبايستي مورد تعددي ديگر حقوق مسلمين ازجمله تبليغ مسلمانان به تغيير دين و يا ... باشد .

ب)آزادي بيان و قلم :

بر اساس اصل حريت كه در بالا اشاره شد انسان‌ها می‌توانند افكار و انديشه هاي خود را چاپ و در دسترس ديگران قرار دهند و حتی بالاترين مسئولین حكومت اسلامي را مورد نقد و بررسي و یا به عبارت ديگر شامل اصل نصيحه الائمه المسلمين نمايد هرچند بايستي اين نكته را توجه كنند كه بيان و آزادي انديشه نبايستي با دروغ، خدعه نشر باطل، ترويج منكرات انساني، اهانت به فرد و يا انديشه جامعه و يا هر چیزی كه بدون توجه به مصالحي، مورد تضعيف و يا سقوط حكومت اسلامي گردد، باشد .

ج ) آزادي فعالیت‌های اجتماعي و حرکت‌های مردمي :

اسلام اساس خود را بر سعادت مردمي و استفاده از حرکت‌های اجتماعي می‌داند. آيه كريمه : «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ » (الشوري، 42 ) نيز دلالت بر اين دارد كه مشورت، حرکت‌های جمعي و بشري نه آنكه منافاتي بر اسلام ندارد بلكه مورد قبول و پذيرش است البته بايستي اين را نيز مورد توجه قرار داد كه حركتي مورد پذيرش است كه به سمت سعادت انسان باشد و انسان را در اين را كمك نمايد .

از ديگر مطالبي كه در بخش از آزادي می‌توان مورد توجه اسلام قرار گيرد، امر به معروف و نهي از منكر به عنوان يك حركت اجتماعي است كه اسلام آن را به صورت عاملي بازدارنده از فساد جامعه بر مي شمارد و بر همين اساس رسول گران‌قدر اسلام بيان می‌نماید : اِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْیَ عَنِ الْمُنْكَرِ .... وَتَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ وَ... وَیُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ. (وسائل الشيعه،ج۱۶: ص ۱۱۹ ).

د) آزادي كار و فعالیت‌های اقتصادي :

همان‌طور كه در بالا بيان گرديد اصل حريت بر انسان‌ها صدق می‌نماید كه  با استفاده از اين اصل، انسان‌ها در نوع كار، چگونگي انجام كار و... ، انجام هرگونه فعالیت‌های اقتصادي اعم از تجارت، توليد و... كه منافاتي با سعادت و ماهيت انسان نداشته باشد آزاد گذاشته شده‌اند و در روايات تجارت، كسب روزي حلال مورد تشويق قرار گرفته شده  و اجر ان را با كشتگان در راه خدا، مقايسه و برابر گرديده شده است .

ه ) آزادي سياسي :

يكي از مهم‌ترین فعالیت‌های انسان كه دين مبين اسلام آن را براي هر فردي لازم و ضروري دانسته فعالیت‌های سياسي است و در قران كريم خداوند می‌فرماید : «إِنَّ اللَّهَ لايُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُ و امَا بِأَنفُسِهِمْ» ( رعد،11)  كه اين نيز نشان دهنده تعيين سرنوشت انسان‌ها از سوي خودشان و داشتن حق تعيين سرنوشت می‌باشد. بر اساس اين آيه و روايات مختلف در جاهايي كه انسان‌ها مجاز به تعيين سرنوشت ملي و حاكميتي هستند می‌توانند به عنوان يك فرد آزاد وارد شده و با بينش و صلاحديد خود كه برداشتي از صلاحديد اسلام است تعيين سرنوشت نمايد . لازم به ذکر است كه بيان گردد انتخاب حاكم اسلامي، قضات و... كه جنبه الهي دارد از شمول آزادی‌های انسان خارج می‌باشد زيرا انسان‌ها حق مالكيت بر ديگران را نداشته و اين خداوند است كه حق و مالكيت خود را به كساني كه می‌خواهد و مصلحت می‌داند عطا می‌نماید كه نبوت، امامت و در راستاي آن ولايت فقيه از نمونه هاي مالكيت الهي است كه به صورت نص  و دلايل شرعي و عقلي از سوي خداوند به صورت مستقيم و يا غير مستقيم منصوب می‌شوند .

نتيجه گيري :

در پايان بايد دانست كه آزادي و حريت در اسلام نه خلاف آن بلكه هميشه مورد تاكيد می‌باشد و اسلام به عنوان يك دين الهي كه خود را کامل‌ترین دين الهي می‌داند هميشه انسان‌ها را به آزادي و عدم تبعيت از ديگران به صورت تعبدي، تشويق می‌کند و مالكيت و محدوديت را از آن خداوند مالك دانسته و آن را از اختيار انسان در تعيين سرنوشت ديگران بر حذر دانسته و از آن نهي می‌نماید .اما چیزی که خیلی مورد توجه باید باشد این نیست که هر فرد اختیار هر کاری را دارد و می‌تواند به هر سمتی برود نه بلکه آزادی از منظر اسلام صحیح و درست است که به سمت سعادت بشری باشد نه به سمت گناه و آلودگی و ایجاد این آزادی و حریت در نظام اسلامی وظیفه حاکمیت است . حاکمیتی که باید انسان را به بهشت برساند .

نویسنده : امیر مسروری